![]() |
![]() |
|
| بو بیر خبر وبلاگی دیر |
|
استاندار چکمه پوش آذربایجان و دژی تسخیرناپذیر به نام تربیز، دروازه شرق سرافراز!
تبریز شهری است که از قدیم الایام آب دهان طمعکاران زیادی را به راه انداخته است. این شهر بارها توسط امپراطوریها دست به دست شده، و کلید ارتباطی شرق و غرب گردیده است. تاریخ قدیم گواه آن است که فتح تبریز همواره به معنای اثبات لیاقت فرمانروایی بر جهان پادشاهان بوده است. امپراطوریهای عثمانی، صفوی، و ... همواره تبریز ساخته امپراطور پیش از خود را ویران، و تبریز امپراطوری خود را برپا می نمودند. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز همچون نظام پهلوی پیش از خود، تبریز را بعنوان پایگاه انقلابیون می شناسد. اگر تبریز بپا خیزد، کل ایران بپا خواهد خواست، و اگر تبریز کنترل شود، کل ایران کنترل خواهد شد. قلب ایران حتی اگر در تهران باشد، نبضش در خیابانهای تبریز می زند. شاید بتوان خیابانهای تبریز را به رگهای پیکره ایران تشبیه کرد! واقعیت این است که هیچ حرکتی بدون راهپیمایی، تظاهرات، و ... نمی تواند خود را به اثبات رساند. اگر نتوان تظاهرات کرد، اگر نتوان راهپیمایی به راه انداخت، هیچگاه نمی توان انرژی کل یک شهر را به نمایش قرار داد؛ هیچگاه نمی توان از خلق نیرو گرفت، و به خلق نیرو داد. خون جریان تظاهرات اگر ملت باشد، رگهایش خیابانهایی است که شعارها، و احساسات مردم را به نمایش می گذارد. تاریخ صد ساله ایران نشان داده است، که تنها شهری که قدرت به راه اندازی تظاهرات میلیونی را دارد، تبریز است و بس! تبریزی که از از خردسالش گرفته، تا کهنسالش سیاسی می اندیشد، و اولین نصیحتش به کودکانش «از سیاست دور باش!» است. نصیحتی که هیچگاه بدان عمل نمی شود. حرکات آزادیخواهانه مشروطه در سال 1290 هجری شمسی، حرکات آزادیخواهانه آزادستان شیخ محمد خیابانی در سال 1299 هجری شمسی، حرکات آزادیخواهانه پیشه وری در سال 1324 هجری شمسی، حرکات آزادیخواهانه شریتمداری در 29 بهمن 1356 هجری شمسی، حرکات آزادیخواهانه با رهبریت چئهره قانلی در سال 1374 هجری شمسی، و حرکات آزادیخواهانه آذربایجانیان در سال 1385 هجری شمسی، ... همه و همه از فعال بودن آتشفشان انقلاب در تبریز خبر می دهد. با همه این اوصاف، تبریز باید کنترل شود، و گزینه دومی وجود ندارد: تبریز باید به دژی نظامی تبدیل شود، و امنیتی ترین شهر ایران باشد. با این استدلال، تمامی استانداران شهر تبریز از سیاسی ترین و امنیتی ترین مأموران آموزش دیده ایران انتخاب می شوند. آنها کسانی هستند که نه برای اداره امور عمرانی و آبادانی استان، بلکه برای کنترل تبریزیان آموزش می بینند. تبریز برابر با همه آذربایجان است، و استانداران آذربایجان شرقی، استاندار همه آذربایجانند. استاندار آذربایجان همواره دارای جایگاه یک رئیس جمهور دست نشانده برای آذربایجان بوده است. تنها شهری که کنسولگری کشورهای تورکیه، آذربایجان، و ارمنستان و ... می تواند در آن تأسیس شود. تنها شهری که خطبه های امام جمعه اش همردیف با خطبه های تهران باید ایراد شود، و در شبکه های ماهواری پخش گردد، ..! تبریز پایتخت سیاسی و نظامی آذربایجان در ایران است. با توجه به آنچه که گفته شد، هیچ پروژه ای در تبریز آغاز نخواهد شد و به پیش نخواهد رفت، مگر اینکه یک توجیه امنیتی یا تخریب میراث مادی و معنوی آذربایجان برای آن وجود داشته باشد. پروژه های متروسازی، راه اندازی خط ویژه اتوبوسرانی، ساخت زمین فوتبال در بیرون شهر، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در دامنه کوه عینالی، ساخت بزرگراههای کمربندی، ساخت پتروشیمی در سمت غربی شهر، انتقال پادگان لشکر 21 حمزه به تبریز، ساخت مصلی در ضلع شرقی قلعه تاریخی ارک تبریز، حصارکشی میادین شهر، راه اندازی بزرگترین مرکز کنترل ترافیک کشور در شهر تبریز با نصب 54 دوربین مدار بسته بسیار پیشرفته در میادین شهر، راه اندازی خط ویژه اتوبوسرانی در شهر تبریز (بی.آز.تی.) و نرده کشی در وسط اصلی ترین خیابان شهر تبریز و یکطرفه کردن خیابانها، پروژه گسترش راه آهن، بازگشایی خیابانهای فرعی، راه اندازی جشنواره های تابستانی به نام جنگ شبانگاهی در پارکهای شهر تبریز با شعار آذربایجان سر ایران است، ... همه و همه با توجه به این دیدگاه در حال انجام هستند. اما مأمور انجام این کارها چه کسانی هستند! به تازه گی با نزدیک شدن به پایان اولین دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، شاهد سه تغییر و تحول عمده در شهر تبریز هستیم: 1- عزل استانداری با مدرک فوق دیپلم تراشکاری، و نصب استانداری دیگر با مدرک دکتری نظامی، 2- پروژه حصارکشی میادین و خیابانهای شهر تبریز به بهانه راه اندازی خط ویژه با حصارهایی به ارتفاع بیش از یک و نیم متر که دیواری حائل بین دو سوی خیابان ایجاد می کند، و 3- راه اندازی بزرگترین مرکز کنترل ترافیک در شهر تبریز با نصب 54 دوربین مدار بسته در میادین اصلی شهر! آری، استانداران قبلی که از زمان پهلوی اول کمر همت به ویران سازی حصارهای تاریخی و چند صد ساله شهر تبریز دست زدند، و تخریب دروازه های هشت گانه و کهنسال تبریز بسته بودند، اینک با استاندارانی که به حصارکشی خیابانها می پردازند تعویض شده اند! این استانداران با همکاری امام جمعه شهر تبریز، و گسیل مأموران اطلاعاتی به تمامی مناصب اداری شهر همچون شهرداریها، سازمان میراث فرهنگی، بانکها، سرکرده های نیروهای نظامی و انتظامی، و ... شهر تبریز را به تافته ای جدا از بافته ایران تبدیل کرده اند. تبریز در برمودای مثلثی استاندار، امام جمعه و شهردار تبریز در جوش و خروش است! این سه گوش بی تجربه، غافل از آن هستند که آب دیگ دیرجوش و سنگی تبریز را تنها شوری اقدامات این نیروها می تواند به جوش آورد. دیگی که اگر به جوش آید، دیگر نمی توان سردش کرد. محمد کاظم معمارزاده که در دوران استانداری خویش، مدال سرکوب تظاهرات اول خرداد 1385 و به خاک و خون کشیدن تبریزیان را در کارنامه سیاه خود ثبت کرده است، با اعلام اینکه «اگر ریاست محترم جمهوری، جناب احمدی نژاد از من راضی نباشد، کنار خواهم رفت» به استعفاء تن داد تا رضایت صاحبش را کسب کند و حلقه به گوش و گردن بودنش را به اثبات رساند. معمارزاده، که فوق دیپلم تراشکاری دارد، همواره از مردم می خواست که او را «مهندس» خطاب کنند، و حتی با نامه ای که خطاب به همه ادارات شهر تبریز فرستاده بود رسماً خواستار مهندس خطاب کردنش شده بود. به خاطر سکونت داشتن خانواده او در تهران و رفت و آمد هفتگی او، تبریزیان او را «استاندار پروازی» نامیده بودند. او که در طول استانداری خود با بهانه اینکه «من جلوی دوربین تپق می زنم و نمی توانم مصاحبه کنم و توان تکلم در برابر واکمن و رکوردر را هم ندارم!»، حتی یکبار هم که شده در جلوی دوربینهای خبرنگاران و مصاحبه کنندگان شهر حاضر نشد. در دوران او تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز با بحرانهای بیشماری مواجه شد، و حتی «نمایشنامه خرید امتیاز لیگ برتر» او نیز با عدم همراهی بازیگران و وزیران کابینه دولت نهم مواجه شد و این تیم بارها تن با باختهای مصلحتی داد تا امنیت تبریز بیشتر از آنی که هست مختل نشود. اما، با همه خجالتی بودنش، کمرو بودنش، و ناموفق بودنش، شاهد پررویی های او در مقابله با حرکات هویت طلبانه و حق طلبانه و ملی آذربایجانیان و به خاک و خون کشیدن آنها بودیم. در زمان استانداری این مرد خبیث، خیابانهای شهر تبریز به صورت ماهانه مملو از مأموران نظامی و انتظامی و امنیتی بود و است. کافی است که در روز جهانی زبان مادری، سالگرد نسل کشی خوجالی، سالگرد نسل کشی خوی، سلماس و اورمیه، سالگرد گردامیداشت 21 آذر، روز بزرگداشت پروفئسور ذهتابی، روز بزرگداشت شریعتمداری، روز دانشجوی آذربایجان (19 اردیبهشت)، سالگرد قیام اول خرداد سال 1385 هجری شمسی، روز صعود به قلعه بابک، روز مشروطه در 14 مرداد، روز بزرگداشت شهید خیابانی در مقبره الشعرای شهر تبریز، روز اول مهر بعنوان روز نسل کشی کودکان غیرفارس، روز 25 آبان به مناسبت شهادت ستارخان، و ... سری به تبریز بزنید، و شاهد مأموران بسیاری باشید که به صورت صفی دور میدانهای اصلی شهر را گرفته اند! اما به هر حال، او رفت! و لکه سیاه دیگری را بر صندلی استانداری آذربایجان بجا گذاشت! با استعفای معمارزاده، مدیر کل سیاسی استانداری آذربایجان شرقی پیشنهاد سرپرستی موقت استاندار توسط اکبر غفاری (معاون سیاسی-امنیتی استانداری آذربایجان شرقی) را می دهد، ولی ایشان سرباز زده، و محمد اشرفی نیا که معاون عمرانی استانداری است به عنوان سرپرست موقت تا زمان معرفی استاندار جدید انتخاب می شود. هم اکنون به جای معمارزاده، «علیرضا بیگی» که دارای مدرک دکتری و عضو هیأت علمی دانشگاه ناجـــاست، نشسته است و در 9 ماهه باقی مانده تا پایان دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد قرار است بتازد! بیگی که متولد سال 1336 شبستر و همشهری امام جمعه شهر تبریز «محسن مجتهد شبستری» است، در سالهای بین 1375 تا 1379 فرماندهی نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی را بر عهده داشت. او که به منظور ارتقای رتبه و آموزشهای جدید به مدت چند سال فرمانده نیروی انتظامی شهر اصفهان شده بود، هم اکنون چکمه هایش را به پا کرده و قصد صندلی استانداری را نموده است. بیگی در دوران معمارزاده، سمت مشاورت نیروی انتظامی شهر تبریز را بر عهده داشت، و از تئورسینهای سرکوب قیام اول خرداد سال 1385 هجری شمسی مردم تبریز در اعتراض به کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بود. شاید بیگی مأمور آماده کردن و مهیی نمودن زمینه های سفر نهایی احمدی نژاد به آذربایجان است! خدا می داند! به هر حال، بیگی آمده است و آذربایجانیان بار دیگر به ریش یک استاندار دیگر خواهند خندید! پروژه دوم، راه اندازی بزرگترین مرکز کنترل ترافیک کشور در شهر تبریزی است که وسعت آن حدود یک دهم تهران بزرگ است! پیشرفته ترین دوربین های مدار بسته که قابلت رصد کردن 360 درجه ای خیابانها با دقت و وضوح کامل را دارند در 54 میدان اصلی شهر تبریز نصب شده اند. نیازی به توضیح بیشتر نیست که این دوربین ها نه برای کنترل ترافیک، بلکه برای کنترل انقلابیون تبریز مورد استفاده قرار خواهند گرفت. زهی خیال باطل! سومین پروژه هم، حصارکشی خیابانها و میادین اصلی تظاهرات تبریزیان و آذربایجانی هاست. با حصارکشی خیابانها، اصلی ترین و مرکزی ترین خیابان شهر تبریز به صورت یک طرفه شده است و باند آزادی برای تردد اتوبوسهای خط واحدی که در زمان لازم به منظور بند کردن انقلابیون به نرده ها، و صندلی های آنها مورد استفاده قرار خواهند گرفت، و ماشینهای ضد شورش و آتش نشانی و ... که در زمانهای امنیتی لازم خواهند بود فراهم شده است. از طرفی دیگر، این حصارها در پدافند شورشهای شهری، برای کانالیزه کردن تظاهرات کنندها، و حرکت دادن آنها به سمت ماشینهای دستگیری می توانند استفاده شوند. این پروژه نیز به صورت خودسرانه در محیط مثلث استانداری، امام جمعه و شهرداری تبریز انجام می گیرد. شهرداری که منصوب شورای شهر است، و اصولاً باید با نامه نگاریهای لازم اجازه چنین کاری را از شورای شهر می گرفت، اما، به صورت خودسرانه با تأیید مأموران امنیتی دست به این پروژه زده است. آیا آنها گمان می کنند که باهوشتر و زرنگتر از انقلابیون تبریز هستند! بار دیگر باید گفت: زهی خیال باطل! و زنده باد فعالان حقوق ملی آذربایجان! |
|
+ یازیلمیش
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعات 11:44 توسط سهند |
|
|
ایلک صفحه الکترونیک پوست آرشیو |
| وبلاگا گؤره |
|
بو وبلاگدا آذربایجانیمیزین گوندم خبرلرین الیمیزدن گلنه قدر یایماغا چالیشاجاغیق.
سیزینده یاردیملارینیزی گؤزله ییریک |
| باغلانتیلار |
|
اویرنجی تیمور امین بی لی گوندم آرشیو باغلانتیلار |
| باغلانتیلار |
|
بیزیم سولدوز چارایماق günaz tv izle آذوح آزاد تبریز اویرنجی ماراغا میللت چیلری |
|
RSS
|