تبليغاتX
آذربایجان خبر وبلاگی
بو بیر خبر وبلاگی دیر

باز هم دستهای کثیف شونیزم تنها صدای آذر بایجانیها را برید تلویزیون ملی گوناز تی وی در سا عت هشت وچهل وپنج دقیقه مورخه 15/6/85 از ماهواره هاتبرید قطع گردید . اگرچه قبلا هم این رژیم فا شیست با دادن رشوه پخش برنامه های گوناز تی وی را از فرکانس دیگر هاتبرید ودر فروردین امسال ار ماهواره تورکسات فطع کرده بود .  نشادهنده خوف رژیم از بیداری مردم آذربایجان است . انشا الله مساله هاتبرید یزودی حل شود . کسانی هم که علاقمند به دیدن تلویویزن گوناز هستند می توانند از طریق ماهواره تل استار 12 مشاهده نمایند

مشخصات

پانزده درجه غربی

Telstar12ماهواره

Ferkans۱۲۶۰۸

s/r ۱۹۲۷۹

هوزیزانتال

+ یازیلمیش  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعات 22:23  توسط سهند | 

ای کاش منهم یک لبنانی بودم

 

در سفر اخیر ریاست جمهوری به آذربایجان پس از کش و قوسهای فروانی بالاخره آ قای احمدی نژاد به شهر ما که از شهر های بسیار محروم اسنان می باشد وارد شد مانند بیشتر شهر های کوچک استقبال هم خوب بود در بیانات رئیس جمهور صحبت از ظلم مضاعف بر آذربایجان و دادن اعتبارات چهل میلیاردی  ووو...... می نمود برای منهم جالب بود خدایا شکر با لاخره فردی پیدا شد که می خواهد به داد فقرا برسد از استادیوم بیرون آمدم کاغذی خردیم ومشکلاتم  را که بیشتر ناشی از از دست دادن اموالم که قرابنی بورکراسی  اداری ایران شده بود نوشتم و در صندوق انداختم امیدوارم هم بودم که انشا الله بتوانم دو سه ملیون وام بگیرم و بتوانم مغازه ای باز کنم (لبته نه از آن وامهای 25%) پس از گذشت 2 ماه نامه ای آمد که نامه شما در حال بررسی است  و اگر بخواهید خودتان پیگیر شوید با ید به پست مرکزی تبریز واقع در خیابان ارتش مراجعه نمایید با شوق فراوان خودم را به تبریز رساندم و به ستاد پیگیری نامه های ارسالی به ریاست جمهوری  درپست مرکزی تبریز رساندم. آقای بسیار مودب مشخصات مرا گرفت و پس از مدت کوتاهی نامه به من داد که باید به اداره دارایی بروم . به آنجا رفتم و مرا به بانک ..............  معرفی کردند . خودم به آن بانک رساندم و پیش رئیس  رفتم نامه را از دستم گرفتم گفت بنشین  نشستم با افراد دیگر در حال صحبت بود معلوم بود آن  دو مرد آ دم حسابی هستند چون بسیار موبانه با آنها در مورد اعتبارات استانی و وامهای تبصره 3 سخن می گفت . تزدیک به نیم ساعت نشستم  بعد رئیس به یک باره به یاد من افتاد

- قردش اوغلو نه ایسته ییرسن

- وام می خواهم . بعد شروع به خواندن نامه ام کرد با ترشروی به من گفت شما فکر می کنید اینجا پول پخش می کنند گفنم نه یک وام می خواهم که بتوانم یک مغازه باز کنم  باز شروع به بررسی نامه من کرد وگفت مدرک تحصیلی داری

- دیپلم

- مدارک دیگر چی داری

- کارت فنی حرفه ای – پروانه کسب و........

- اما اکنون بیکاری مگه نه

- بله

- چطور می خواهی افساط را بپردازی

- با وامی که شما به من می دهید یک مغازه باز می کنم کار می کنم واقساط خود را می پردازم

- ببین عزیزم ر ئیس جمهور شما ! حتی یک ریال اعتبار به ما نداده من چطور به شما وام بدم

- مگر می شود در شهر ما می گفت 40 میلیلرد اعتبار اختصاص داده است

- حرف زیادی نزن تنها وامی که به شما می توانم وام ازدواج است که آ نهم تابع مقررات بانکی است و باید در انتظار بمانی و ودیعه در بانک بگذاری پس از 1 ماه مراجعه کن

- سود بانکی چقدر است

- 9 %

دست از پا دراز تر به شهرمان باز گشتم ناراحت بودم از دروغهای احمدی نژاد واز آن بدتر برخورد تخقیر آمیز رئیس مرا آزار می داد فردا آنروز به ستاد به اصطلاح پیگیری  زنگ زدم با فردی به نام جلیل وند که ادعا می کرد رئیس ستاد است صحبت کردم ایشان هم اظهار داشته اند که هیچگونه اعتبار خاصی به استان داده نشده و کلیه وامها تابع مقررات بانکی است . به هر حال دست به درگاه خداوند بردم خدایا چرا مرا لبنانی نیافریدی چون اگر لبنانی بودم حداقل مقداری پول بلاعوض دریافت می کردم.

 

 

امضا محفوظ

 

 

+ یازیلمیش  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعات 13:23  توسط سهند |